الشيخ رسول جعفريان

234

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

دوره ايجاد سيستم « وكالت » از دورهء امام كاظم به بعد تقسيم مىكرديم . پيش از آن بنى عباس سيستم ارسال « داعى » را داشتند ، به موازات آنها ، شيعهء امامى و به تبع آن ، اسماعيليان نيز اين تجربه را دنبال كردند . اما مىدانيم كه اين دو حركت همانند زيديه ، هيچ دوره‌اى را به عنوان دورهء « اقدامات علمى » پشت سر نگذاشتند . تجربهء سياست يا فرهنگ بايد توجه داشت كه مشى سياسى امامان به تبع اصالتى كه به كار فرهنگى مىدادند ، و در سياست مداخله جدى نداشتند ( بيشتر به اميد روزى كه بتوانند جامعه‌اى شيعى را شكل دهند و همان زمان نيز آن را در درون جامعهء موجود حفظ و رهبرى مىكردند ) ، بعدها در شيعهء اماميه اين اثر را باقى گذاشت كه براى سياست موجود چندان اعتبارى قايل نبود . يعنى شيعهء امامى در انديشهء ظهور امام غايب و به تعبير ديگر امام قائم عليه السّلام بود . در اين صورت لزومى به مداخلهء در كار سياست نداشت . به مرور از باب تقيّه و حتى بر اساس شيوه‌اى كه خود شيعيان در نفوذ در دستگاه خلافت از زمان امامان داشته و هر روز بر شدت آن افزوده شده بود ، خود را به حكام نزديكتر كردند . نتيجه آن شد كه شيعه ، على رغم داشتن زمينه‌هاى سياسى مهم ، كم كم رنگ عرفانى به خود گرفت ، و يا حد اقل فقهش از سياست تهى شد . در چنين وضعيتى شهادت امام حسين عليه السّلام چه تحليلى مىيافت ؟ آيا راهى جز به سوى تقويت برداشتهاى صوفيانه وجود داشت ؟ حميد عنايت مىنويسد : ( و بايد اين نوشته را با احتياط پذيرفت ) با گرايش روزافزون شيعه به شيوهء تسليم طلبانهء تقيّه و تن در دادن به نظام حاكم ، مسألهء شهادت امام حسين عليه السّلام به عنوان خود را فداى امت ساختن ، با تحكيم هدف مبارزه‌جويانهء شيعه شد ( ! ) در عين حال گريه كردن ، و نه ارشاد يا آگاهى يا بى سياسى ، به عنوان تنها هدف از كل ياد و خاطرهء مجاهدت امام حسين عليه السّلام شناخته شد . اين نكته در درجهء اول از نام اغلب مقتلها و تذكره‌هاى مربوط به واقعهء كربلا بر مىآيد : مفتاح البكاء ، طوفان البكاء ، محيط البكاء ( محيط يعنى دريا و اقيانوس ) ، مثير الاحزان ( برانگيزانندهء غمها ) ، لهوف ( سوگهاى سوزان ) . يا بسيار به ندرت به روايتى